ميرزا محمد حيدر دوغلات

513

تاريخ رشيدى ( فارسي )

چون خان از لشكر قرغيز برگشت ( 240 پ ) خان به ديدار عمه خود شتافت و همچنين تمام خويشان كه خانيم هر كدام ما را عمه و خاله بود ، همه به ديدار مباركش مسرور گشتند . تا آخر حيات عزيز و مكرم مىبود . شرح خاتمت خانيم در اواخر حال خان مشروح خواهد شد . « 1 » ذكر طوى تأهل ايمن خواجه سلطان و شاه محمد سلطان وقتى كه ايمن خواجه سلطان [ از طرفان آمد از دختر عمّم ] « 2 » خواستگارى نمود و دقايق مراتب آن را بر ذمهء احترام لازم و واجب داشت از آن تاريخ عمّم در تهيه اسباب اين امر مىبود . در اين زمستان آن طوى را بنياد نهادند . شاه محمد كه پسر سلطان محمد سلطان ابن سلطان محمود خان بود در وقتى كه پدر و جد او را با جمعهم ، شاهى بيگ خان شهيد كرد ، اين شاه محمد سلطان طفل بود . يكى از امراء اوزبك را رحم بر حال وى آمد او را نگاه داشت . وقتى كه پادشاه از كابل به قندوز آمد ، شاه محمد را اوزبك گريزانيد و به قندوز فرستاد . شاه محمد سلطان آنجا با پادشاه ملحق شد . در ملازمت پادشاه مىبود تا آن كه پادشاه به كابل رفت . شاه محمد سلطان از پادشاه مرخص گشت ، به ملازمت خان به كاشغر آمد ، در وقتى كه يك سال از فتح كاشغر گذشته بود . خان او را با نظاره فرزندى منظور مىداشت . از بابا سلطان كه پسر برادرش بود و رشيد سلطان كه پسر صلبى او بود هنوز عزّ و اكرام مىداشت . در اين ايام كه اين طوى و نسبت ايمن خواجه سلطان به دختر عمّم مىشد ، خان را به خاطر رسيد كه خواهر خود خديجه سلطان خانيم كه احوال او به شرح مذكور شده است بعد ما كه جهانگير ميرزا ابن ابابكر را مغافصه 591 كشتند و كشنده هم معلوم نشد ، اين خديجه سلطان خانيم از وى مانده بود ، در حجر عاطفت در قباب عزت و نقاب ( 241 ر ) عفت خان مىبود ، به شاه محمد سلطان عقد نكاح بستند كه در آن طوى اين دو نسبت بزرگ را به تقديم رسانيدند . 592 گماشتگان درگاه سلطنت پناه و پرستاران بارگاه عالم‌پناه ، ترتيب مقدمات طوى

--> ( 1 ) . نگ : + فصل شصت و سوم . ( 2 ) . نب : - از طرفان . . . عمّم .